الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

7

الخصال ( فارسى )

در نظر گرفته كه چون بمدينه برگرديم عزيزتران دسته زبون‌تر را از مدينه بيرون كنند عرضكرد يا رسول اللَّه عزيز همه شمائيد اگر بخواهى او را بيرون ميكنى ، به خدا او زبون و خوارتر است و شما عزيز و محترميد يا رسول اللَّه با او مدارا كن به حق سوگند در موقعى خداوند ترا نزد ما آورد كه قومش براى او تاج مىساختند كه او را پادشاه كنند اكنون نگران است كه شما پادشاهى را از وى گرفته‌ايد . . . در نتيجه چون خبر بعبد اللَّه پسر عبد اللَّه بن ابى رسيد كه چنين سخن جسارت آميزى در بارهء مهاجرين گفته و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را رنجانيده فورا خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد و عرض كرد يا رسول اللَّه به من خبر رسيده كه ميخواهى پدرم عبد اللَّه را براى اين جسارتى كه كرده بكشى اگر در اين موضوع تصميم دارى بفرما تا من خودم سرش را از تن برگيرم و خدمت بياورم با اينكه همه خزرج ميدانند هيچ پسرى بيشتر از من نسبت به پدر نيكوكار و اخلاصمند نيست ولى ميترسم مبادا ديگرى را بكشتن او فرمان دهى و من تاب نياورم كشنده پدر را زنده ببينم و او را بكشم و در اين صورت مؤمنى را كشته باشم به خون كافرى و بدوزخ روم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله او را دلدارى داد و فرمود خاطر جمع دار كه تا پدرت با ما است با او بر سر لطف و مدارا هستيم و خوشرفتارى خواهيم كرد ، و در پاره‌اى روايات آمده است كه هنگام ورود در مدينه همين عبد اللَّه فرزندش او را در بيرون مدينه بازداشت كرد و گفت تا رسول خدا اجازه ندهد نمىگذارم وارد مدينه شوى تا بدانى عزيز كيست و خوار كيست ، اين نمونه‌هائى است از اخلاص جوانان صدر اسلام در اثر اينكه با دل ساده تعليمات آن را دريافتند و هيچ غبار شبهه و ترديدى در پيرامون عقيده و ايمان آنها نبود . 3 - از نظر محو آثار شرك و بت‌پرستى و آداب جاهليت و ريشه كن كردن آثار گذشته و بر قرار كردن آثار اسلام تا بدين واسطه مردم عادت جاهليت را فراموش كنند و با وضع آداب اسلامى خو بگيرند و نسبت باسلام اخلاصمند شوند و ايمان ظاهرى آنها تبديل بايمان حقيقى شود به همين سبب تمام بتها را شكست و سوخت و ساختن آن را قدغن كرد ، همه معبدها كه براساس بت‌پرستى ساخته بودند ويران كرد و مجسمه‌ها و آثار ساختمان قبرها را محو كرد . در صورتى كه على عليه السلام بلافاصله پس از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله زمام جامعه اسلامى را بدست ميگرفت بدون ترديد نقشه‌هاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را تعقيب ميكرد و در نتيجه يك دسته مسلمانان حقيقى بيريب و ريا بوجود مىآمدند و حقيقت اسلام در جهان منتشر ميشد و جامعه بشر سراسر تربيت ميشدند و تاريخ عالم يكسره عوض ميشد ، اما چون ابو بكر زمام امور را بدست گرفت فقط دنبال وحدت عرب و ظواهر تشكيلات اسلامى قشونى شايسته و آماده تشكيل كرد و بجان جهان انداخت اين